۱۳۸۹/۰۷/۱۷

اشعار داود میرزا (2)

زوضع ادارات و رسم زمان

  
  

نمایم حقیقت را برایت بیان

سه دسته بود خادم کارمند

  
  

اگر نو جوان است یا سالمند

نخست آن که باشد شریف و نجیب

  
  

که از مال دولت نریزد به جیب

کند کار خود با صداقت تمام

  
  

ندارد توجه به شغل و مقام

دوم آن که با احتیاط تمام

  
  

کمی می رباید به عنوان وام

مخارج زیاد و درآمد قلیل

  
  

نبد پیش او این عمل بی دلیل

سوم آن که ذاتا بود دزد و هیز

  
  

بدزدد ولو آن که باشد پشیز

بود دائما فکر ترفیع و جاه

  
  

کند خدمت زیردستان تباه

به دولت و ملت خیانت کند

  
  

زدستش برآید جنایت کند

هیچ نظری موجود نیست: